عبد الرضا سالار بهزادى

176

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

واقع در شمال كلات ذكر مىنمايد ، امّا در اين مورد نيز قول وزيرى كه قصر قند واقع در شمال چابهار و دشتيارى را « محل استقلال و استقرار » آنها مىداند معتبر به نظر مىرسد ، زيرا اولا تنها بلوچستان غربى - به قول وزيرى « بلوچستان كرمان » - تحت حكومت آن خانواده بوده است و استقرار آنها در مستنگ كرسى حكومت آنها را در حوزهء قدرت و امارت خوانين كلات و خاران ، يعنى رقباى آنها قرار مىدهد ؛ ثانيا فرزندان و نباير امير محبت خان منجمله امير عبد اللّه خان كه در زمان تأليف تاريخ وزيرى يعنى حدود 1290 در قصر قند ساكن بوده و در زمان وكيل الملك در قصر قندوگه « حكمران و رئيس و عامل » بوده است ، تا سالها پس از امير محبت خان در حدود قصر قند سكونت و امارت داشته‌اند ؛ ثالثا طبق روايت خود عالم‌آراى نادرى ، پيدايش « سلطان محمد خرسوار » كه در عالم‌آرا شرح داستان او آمده است ( ج 1 ، ص 50 ) در حدود بندر عباسى و سواحل مكران بوده و عبد اللّه خان بلوچ پدر امير محبت خان نيز به او گرويده بود و اين امر نيز خود دلالت بر سابقهء سكونت و قدرت اين خاندان در بلوچستان غربى و مكران مىكند . ( 45 ) - سفرنامهء ژنرال سرپرسى سايكس يا ده هزار ميل در ايران ، ترجمهء مرحوم حسين سعادت نورى ، انتشارات لوحه ، تهران ، 1363 ، ص 140 . ( 46 ) - تاريخ كرمان ، ص 590 . ( 47 ) - سايكس مىنويسد : « . . . سپاهيان آقا محمد خان بيست هزار نفر زن و بچه را به اسارت و كنيزى بردند ، و به موجب دستور اين فاتح سفاك هفتاد هزار چشم از حدقه درآوردند و مشار اليه به وزير خود خاطرنشان كرده بود كه هرگاه از تعداد معين يك عدد كسر باشد چشمان او در عوض كنده خواهد شد . . . كرمان سالهاى متمادى خراب و ويران بود و نفوس آن را عده‌اى كور و نابينا تشكيل مىداد . . . » ( سفرنامهء سايكس ، ص 97 ) . ( 48 ) - تاريخ كرمان ، ص 590 . ( 49 ) - پدر خود مهراب خان نيز سعيد خان نام داشت و رئيس طايفهء ناروئى بود كه با ايل خود به خدمت ملكهاى صفارى بمپور درآمد و به تدريج ملكها را از صحنه خارج و بمپور و اطراف را در اختيار خود گرفت . ( سازمان سياسى حكومت محلى بنت ، نوشته محمد برقعى ، انتشارات مازيار ، ص 26 - 27 ) . ( 50 ) - سفرنامهء سايكس ، ص 140 . ( 51 ) - محمد على خان پسر مهراب خان نارويى بود . مهراب خان پس از رسيدن به سن كهولت ، در زمان حيات خود زمام امور طايفه و منطقهء نفوذ خود را به او سپرد . ( 52 ) - سيب ، از محال عمدهء بلوچستان ، اينك جزو بخش سيب و سوران شهرستان سراوان است . ( 53 ) - سفرنامهء سايكس ، ص 140 - 141 . ( 54 ) - Sir , John Malcolm 1833 - 1769 ، دولتمرد انگليسى ، مؤلف تاريخ دوجلدى ايران ( 1815 ) . ( 55 ) - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن نوزدهم ميلادى ، تأليف محمود محمود ، انتشارات اقبال ، چاپ چهارم ، تهران ، 1353 ، ج 1 ، ص 45 . ( 56 ) - همان ، ج 1 ، ص 35 . ( 57 ) - Finkenstein ( 58 ) - Tilsit ، اينك سووتسك Sovetsk خوانده مىشود و جزو استان كالينينگراد از جمهورى فدراتيو سوسياليست روسيه ، اتحاد جماهير شوروى مىباشد و بر ساحل چپ رود نيمن Niemen واقع است ؛ در اصل از شهرهاى لهستان كه به پروس شرقى منضم شد و در 1945 به شوروى تعلق گرفت . ( 59 ) - Sir Harford Jones ( 60 ) - Johh William Kaye ، 1876 - 1814 ، مورّخ انگليسى تاريخهاى نظامى ، مؤلف تاريخ سه‌جلدى جنگهاى افغانستان . ( 61 ) - به نقل از تاريخ روابط سياسى ايران با انگليس ، ج 1 ، ص 83 . ( 62 ) - General Elphinstone ، مونتستوارت الفينستون ، از خانوادهء اشرافى الفينستون اسكاتلند ( 1859 - 1779 )